خط کش رو برمیداره میگه من میخوام Meter ( متر ) کنم کتابش رو اندازه میگیره میگه این صد کیلومتره .

روزهای هفته رو به انگلیسی هم یاد گرفته .ماههای سال رو به هلندی میتونه بگه .

میخواد بگه من نباید ببازم میگه من باید نباخم !  .میخواد بگه نبود میگه نیست بود و همینطور وقتی میخواد که من از دست باباش نجاتش بدم میگه مامان نجام بده .

  جشن عید پاک داشتن و از طرف مدرسه  برده بودنشون کلیسا میگم خوب کلیسا رفتی چی شد چی گفتن گفت رفتیم کلیسا اما  Jezus (حضرت مسیح )  اونجا نبود تو کلاسمون هم نبود !!!!

برای صبحانه عید پاک تخم مرغ رنگی درست کرده بودیم که بخوریم و دنی برای اولین بار خورد و خیلی خوشش اومد .

 به دندون پزشک میگه دندون په هشگ .

رفته بودیم رستوران دنی گفت من جیش دارم با هم رفتیم به من گفت تو پشت در بمون و تو نیا من خودم میخوام جیش کنم و من بازم خوشحالم که پسرکم دیگه داره واسه خودش مستقل میشه البته این کار رو توی خونه خودش انجام میده ولی برای اولین بار بود که بیرون از خونه مستقل شده بود .

لباس پوشیدن و در آوردن رو دیگه خودش انجام میده و از این بابت من خیلی خوشحالم البته این کار رو با علاقه زیاد انجام میده .

هفته پیش رفته بود خونه یکی از دوستاش ( Daniel ) به مامانش گفته بود من دوست دارم شب بمونم اینجا و قرار شد که این هفته که تعطیل هستن دنی دوشنبه عصر بره و تا سه شنبه عصر بمونه و اینطور شد که پسرک ما بیست و چهار ساعت رفت به خوشگذرونی .

شب قبل از اینکه بخوابن مادر Daniel زنگ زد که دنی با من صحبت کنه و دنی هم برای اولین بار با من کاملا هلندی حرف زد ..

دو تا از ناخنهای پام رو لاک زده بودم بهم میگه مامان من دوست دارم اینو همشون رو خوشگل کن .

هر زمان که تلویزیون مسابقه نشون میده دوست داره طرفدار تیمی باشه که امتیاز بیشتری داره براش فرقی نمیکنه که چه مسابقه ای باشه .

 توی اتوبان بودیم یهو دنی داد زد مامان اخبار دیدم  ماشینی که از کنار ما رد شد آرم شبکه چهار هلند رو داشت ( RTL4)  که ما بیشتر اوقات این کانال رو واسه دیدن اخبار انتخاب میکنیم .