میگه چرا لاک پشت میگم مامان چون روی کمرش لاک هست بهش میگن لاک پشت میگه چرا میگن لاک .

قراره بود بابا بزرگش بیاد پیشمون من اشتباه کردم از چند روز جلوتر بهش گفتم هر روز که بیدار میشد میگفت امروز بابا بزرگ میاد .

تو مدرسه  زنگ ژیمناستیک باید لباسشون رو در میاوردن وقتی خواسته بوده بپوشه بر عکس پوشیده  منو  که دیده میگه ماما من Verkeerd کردم (من اشتباه پوشیدم )

دوستم با پسرش که دو سالی از دنی کوچیکتره اومده بودن خونمون بچه وسایل دنی رو بر میداشت دنی ناراحت بود شنیدم داره میگه Stoute Aaraz (آراز شیطون )

روز تولدش بهش خیلی خوش گذشت با ربین کلی رقصیدن و از همه چیز لذت برد و کلی هم کادو گرفت هم از دوستهای خوبم و هم از مامان و مینو و شیدا و همینطور از همسایه هامون

از روز جمعه کلاس شنا برای دنی شروع شد و اولش کمی گریه کرد و فکرش این بود که میره اونجا و بازی میکنه و دید نه ولی وقتی رفتم سراغش دیدم چنان غرق شادی هست که انگار نه انگار

براش داشتم کتاب میخوندم که هر کسی خونش یه شکله بعضی آدمها تو ساختمونهای خیلی خیلی بلند زندگی میکنن که بهش میگن آسمون خراش یهو گفت  من و تو یه بار بریم آسمون خراب .

من و دنی و بابا بزرگش رفته بودیم بیرون دنی یه لحظه بابا بزرگش رو ندید کجاس به من گفت آخ ماما بابابزرگ گم شد .

روزای شنبه روزهای خرید هفتگی ما هست سه نفری میریم و یه گاری من و مسعود برمیداریم و یه گاری کوچولو هم دنی بعد از کمی که راه میره و خوراکی های مورد علاقش رو انتخاب میکنه میگه من میرم قسمت کتابها و مجله ها چند وقت پیش ما رو گم کرده بود و یه کمی هم ترسیده بود ولی خوب فروشگاه اونقدر بزرگ نیست و اون منطقه هم دنی رو به خوبی میشناسن به هر حال شنبه قبلی به من میگه ماما من میرم پیش کتابها تو گم نشی ها .

کافیه که من و مسعود همدیگرو بغل بگیریم سریع میاد و میچسبه به پاهای ما .

بهم میگه ماما شکلات بهم بده یکی بهش دادم میگه یکی هم واسه ببعی بعد واسه هاپو و بعد هم واسه Dikkekid (گربه ).بعد میبینم چند دقیقه بعد اومده میگه ماما اینا شکلات دوست ندارن به ببعی علف بده به هاپو استخون و به Dikkedik هم شیر بده .اینم روش جدیدی واسه گول زدن مامان .

داشتیم صبحانه میخوردیم دنی مقداری از نونش که کره و مربا روش مالیده شده بود رو نخواست من برداشتم کمی پنیر روش مالیدم که بخورم گفت ماما این کارو نکن روی کره و مربا اجازه نیست پنیر بزنی وگرنه آقای نون فروش میاد ازت میگیرش .

تو تلویزیون مسابقه شنا نشون میده دنی میخواد شناگر بشه .فوتبال میبینه فوتبالیست میخواد بشه .مسابقه موتورسواری نشون میده میخواد موتورسوار بشه و الی آخر ....