کنار هم خوابیده بودیم داشتم باهاش حرف میزدم بهم میگه تو بخار میکشی منظورش این بود که نفست میخوره تو صورتم
اینقدر با خاله مینو صمیمی شده بود که دیگه مینو صداش میکرد و خاله مینو هم گفت بزار راحت باشه هر طوری که دوست داره منو صدا کنه
از مدرسه اومده میگه یه چیزی که تو می خوری رو باید ظرفش رو ببریم مدرسه من متوجه نشدم فردا از معلمش پرسیدم گفت قوطی نوشابه میخواد من هم چون نوشابه تو خونه نداشتیم شب یه ظرف آب جو باز کردم خوردیم و فردا دنی ظرف رو برد مدرسه معلمش به شوخی بهش گفت اینو تو خوردی گفت نه من آب میوه خوردم بابا و مامان اینو خوردن
شنبه شب بود قرار بود بخوابه تو اتاقش نشسته بود کتابهاش رو نگاه میکرد بهش گفتم دنی جان بخواب مامان گفت هنوز خستگیم نیومده الان ختسگیم اومده تا سینم بعد کم کم میاد بالا بعد خوابم میبره
شب قبل از اینکه بخوابه بهم گفت مامان بابا زودتر از تو میمیره وقتی مرد به من زنگ بزن بیام پیشت این حرفش از یه طرف ناراحتم کرد و از طرف دیگه فهمیدم که وقتی بزرگ بشه میتونم روش حساب کنم همه جوره
تو مغازه دو نفر چینی دیده یه طوری که اونها متوجه نشن بهشون میگه Ni Hao
بهش یاد دادم بعضی اوقات همدیگرو محکم فشار بدیم و از این راه به هم انرژی بدیم با دوستام قرار بود شام برم بیرون و دنی و مسعود هم خونه باشن وقتی خواستم برم بهم میگه مامان منم میشه بیام گفتم نه هیچ کدوم از دوستام بچه هاشون نیستن همه امشب با باباهاشون هستن بعد میگه خوب حالا که نمیشه بیام پس به من انرژی بده
میگه جری چاق و چله شده میدونی چله یعنی چی میگم نه میگه یعنی شل !
یه آلاچیق دیده میگه اینجا میتونی خستت رو در کنی (اینجا میتونی خستگیت رو در کنی )
توی پارک یه شیر آب بزرگ تزئینی بود که ازش آب میومد و معلوم نبود منبع آب از کجاس با هیجان میگه چه جوری آب رو شیر میکنن منظورش این بود که این آب از کجا هست.
از صدف خواستم عکس از خودش برام بفرسته وقتی دیدیم دنی گفت الکس وقتی صدف جون رو اینطوری دید چی گفت .
بهش میگم بیا میخوایم بریم میگه من دارم شکوف جمع میکنم منظورش شکوفه هایی هست که از درخت افتاده روی زمین
میگه در رو ببند الان صدپا میاد تو خونه منظورش هزار پا هست .میگه بابا ماشینت کثیف شده باید ببریش ماشین پاک کنی !
دیشب برای اولین بار نصفه شب خودش رفته بود پایین و برای خودش شیر از یخچال برداشته بود بدون اینکه ما رو از خواب بیدار کنه

من دنی هستم 16 سپتامبر 2006 در کشور هلند به دنیا اومدم قراره که مامانم اینجا از من برای شما خودش و خودم بنویسه