رفتیم تو توالت رستوران یه عکس خانوادگی قدیمی توی توالت بود دنی میگه اینا اومدن تو تولات عکس گرفتن .
پاشنه پاش درد گرفته میگه ماما چونم رو بوس کن اشتباهی به پاشنه پا میگه چونه .
هاکی رو خیلی بیشتر از فوتبال دوست داره و فعلا تا زمانی که کلاس بتونه بره با جارو دستی چوبیش با باباش هاکی بازی میکنه .
تمام علائم رانندگی رو میخواد که بشناسه و بدونه دلیل هر علامت هم چیه ٬هر فلشی رو که زیرش نوشته باشه میبینه میگه این چی میگه .
روزهای دوشنبه هر هفته پدر و مادرها وقتی سراغ بچه ها میرن اجازه دارن که برن تو کلاس و کارهایی رو که بچه هاشون طی هفته انجام دادن رو ببینن .دست منو گرفته میگه ماما بیا ببین من Vlinder (پروانه ) درست کردم .
سر درد شدیدی داشتم رفتم دنبال دنی سوار ماشین شدیم و راه افتادیم حس کردم ماشین خوب نمیتونه جلو بره متوجه شدم ترمز دستی رو نکشیدم پایین گفتم ای وای٬ دنی گفت چی شد بهش گفتم که مشکل چی بوده گفت ماما هر وقت میخوای رانندگی کنی بیارش پایین٬ هر وقت خواستی وایسی بیارش بالا٬ دانسته های هفته پیشش رو که بهش داده بودم بهم یادآوری کرد .
چند روزی هست که تصور میکنه که بعضی جاهای از خونه پر از آب هست و باید یا بغل ما باشه یا اگر ما نباشیم بپره٬ بهم میگه ماما منو بغل کن بزار رو تخت اونجا تو آب یه کروکودیل هست .
به پوشیدی میگه بپوشدی .میخواد بگه حواسم نبود میگه حواست نبودم .میخواد بگه پام خون اومد میگه پام Bloed شد.
ناخنم شکسته روش چسب زخم زدم٬ میگه ماما دستش چی شده براش گفتم که ناخنم شکسته انگشتم رو شروع کرده به بوس کردن .
پسرکم دیروز چهار ساله شد .
اینجا هر کسی که تولدش میشه به دوستاش و معلمهای مدرسه شیرینی یا شکلات میده و دنی هم از این قاعده مستثنا نبود٬ صبح با دو تا از دوستاش به تمام کلاسها رفته بوده و به همه شکلات داده بود و معلمها هم واسش پشت یه کارت ٬تبریک تولد نوشته بودن٬ من ساعت یازده و نیم رفتم مدرسه و جشن رو با معلم و دوستاش ترتیب دادیم٬ خیلی به دنی خوش گذشت .البته دنی هنوز کادو تولدش رو نگرفته و قرار هست که فردا سه نفری بریم و کادوش رو انتخاب کنه ٬خودش خیلی دوست داره ماشین خاک برداری بگیره ولی چون هوا رو به سردی میره و بارون زیاد میاد بهش گفتیم انتخابی دیگه بکنه حالا ببینیم چی میشه .


من دنی هستم 16 سپتامبر 2006 در کشور هلند به دنیا اومدم قراره که مامانم اینجا از من برای شما خودش و خودم بنویسه