با هم رفتیم فروشگاهی که لوازم باغبانی و وسایل مورد نیاز حیونها رو داره یه ماشین چمن زنی دیده میگه ماما این چیه ؟ میگم این ماشین چمن زنیه میگه میشه من سوارش بشم براش توضیح دادم که نمیشه سوارش شد و باهاش چمن رو کوتاه میکنن اشاره میکنه به زمین سنگ فرش شده میگه اینجا که چمن نیست .

جدیدا خیلی دوست داره که با تلفن صحبت کنه چند شب پیش دنی تو اتاقش بود و من به خیال اینکه خوابه یکی از دوستای خوب و عزیزم از کانادا تماس گرفت داشتم باهاش صحبت میکردم صدای گریه شنیدم به دوستم گفتم پسرت داره گریه میکنه گفت نه البته اینم بگم که چند وقتی هست که گوش راست من مشکل پیدا کرده و در حال حاضر من گوش سمت راستم اصلا صدایی رو نمیشنوه  و اون زمان متوجه نشدم که صدای گریه دنی هست و یه لحظه شک کردم و به اتاق دنی رفتم دیدم داره گریه میکنه اونم چه گریه ای اشکاش در اومده بود میخواست با دوستم تلفنی صحبت کنه .

 بهش میگم دنی برو از تو کشو یه شورت بیار آورده میگه ماما این Onderbroek هست میگم خوب فارسی میشه شورت میگه نه هلندی میشه Onderbroek

چند روزی هست هوس باغ وحش کرده و میگه ماما بریم Dierentuin.

بَم نفش : بنفش .پوفتک : پفک .

کاموا رو بسته دور مچ دستش میگه این ساعته میگم خوب ساعت چنده میگه هشتِ نُه .

داشتم واسش کتاب میخوندم بهش میگم بعضی آدما دوست دارن با قطار مسافرت کنن مثل صدف جون که با قطار رفت میگه بریم سوار قطار بشیم صدف رو بیاریم

بادکنکش رو گفت باد کنم منم خواستم براش خوب بادش کنم ترکوندمش بعد بهم میگه تو شکست کردی بادکنک رو .فرداش باز براش بادکنک خریدم قبل از اینکه بادش کنم بهم میگه ماما شکست نکنی تو .

یه چراغ قوه کوچیک داره که خیلی دوستش داره حتی باید توی تخت هم باهاش باشه باطریش تموم شده دکمش رو میزنه میگه بیا لامپ میبینه هیچ خبری نیست با داد و اخم میگه گفتم بیا لامپ .

مداد شمعی هاش رو روی زمین چیده کنار هم از روش میپره میگه دنی هِ پَره (بپره ) درست کرده.

یکی از مداد شمعی هاش شکسته نصف کوچیکش شده بود بچه بهش میگه Waar is jou mama مامانت کجاست ؟ بعد رفته از زیر میز نصفه بزرگتر رو آورده میگه Ik ben hier من اینجام .

میز شام رو چیده بودم و جایی که مامانم هر شب مینشست یه دیس گذاشته بودم که بعد پلو رو توش بکشم دنی اومده نیگا میکنه میگه مامان بزرگ اینجا بشینه .

رفته سوار ماشین اسباب بازی شده به منم تعارف میزنه که تو هم بیا بشین هر چی بهش میگم من اونجا جام نمیشه باور نمیکنه .

ما هنوز متوجه نشدیم دنی راست دست هست یا چپ دست چون از هر دو دست استفاده میکنه برای نقاشی کشیدن .

این یه چکمه هست با قطره های بارون. اثر دنی رامبراند  

و این هم یک شیر با یال و دم

 

میگه ماما بِچَسکونی می چَسکونی :ماما برچسب بچسبونیم .

میخواد بگه تموم نشده میگه :تموم شد نیست

میخواد بگه دور بزنم میگه یه گرد بزنم . من اینو پاره کردم :من اینو شکست کردم

حالم خوب نبود خوابیده بودم اومده میگه ماما دلت اِ(یه ) چوکولو (کوچولو ) درد میکنه .

صدف جون واسش از ایران کلی کتاب آورده و دنی هر شب میخواد که اون کتابها رو براش بخونم .

چند وقت پیش متوجه شدیم که سری کتابهای هلندی که در هلند بسیار طرفدار داره به زبان فارسی ترجمه شده و من از مسعود خواستم که برای دنی از ایران بیاره ولی دنی زیاد رغبتی به شنیدن اون قصه ها نداشت البته این کتابها زیاد از تصاویر استفاده نکرده بنابراین برای دنی جالب نبود ولی از هفته پیش علاقه مند شده به شنیدن این داستانها و تقریبا شبی سه داستان رو باید براش بخونم

میگه ماما موهام کوتاه شده بریم آرایشگاه .چند روزی هست که به من میگه بشین موهات رو کوتاه کنم و میگه من آقا هستم و شروع میکنه به کوتاه کردن موهای من جالب اینجاس که همیشه موهای دنی رو یه خانوم کوتاه کرده .

مسعود از سرکار اومد و باید سریع میرفت جایی بهش گفتم میخوای دو تا نارنگی بخوری گفت نه تو ماشین دو تا داشتم خوردم مسعود رفت و من برای دنی انگور شستم همینطور که داشت میخورد گفت ماما بابا انگور چی گفتم بابا وقتی اومد میخوره گفت نه بابا نارنگی تو ماشین خورده انگور دیگه نمیخواد !

یه روز واسم پیتزا درست میکنه یه روز پاناکوک و اجاق گازش هم روی صندلی هست .

میگه ماما تو و بابا کمربند دارید دنی نداره برای من بخر لطفا .امروز براش خریدم بهش گفتم دنی راستی واست کمربند خریدم چشماش گرد شده میگه کوش کوش

پروسه مسواک زدن دنی به خوبی پیش میره ولی اول باید یه مقدار خودش مسواک بزنه که البته این فقط شامل خوردن خمیر دندون میشه و بعد من براش مسواک میزنم و خوب دهانش رو باز میکنه و به راحتی دندوناش رو مسواک میزنم .

وقتی داره فیلم میبینه یا داره بازی میکنه و هم زمان دستشویی داره خیلی نگران هست که نکنه ما فیلم رو قطع کنیم یا اسباب بازیهاش رو جمع کنیم در صورتی که هیچ وقت هم این کار رو نکردیم و باید هم اون موقع که دیگه داره به سختی خودش رو نگه میداره بهش قول بدیم که هیچ کاری نمیکنیم تا راضی بشه و بره توالت .

 چند شب پیش مهمون داشتیم و اسم خانومی که مهمونمون بود Ninotchka هست براش اسباب بازی آورده بود .صبح که از خواب بیدار شد و ماشین رو دید گفت ماما اینو نی نی چی چی آورده بود ؟

مدادش رو گذاشته پشت گوشش میگه مثل Smurfen .