میخواد بگه تموم نشده میگه :تموم شد نیست
میخواد بگه دور بزنم میگه یه گرد بزنم . من اینو پاره کردم :من اینو شکست کردم
حالم خوب نبود خوابیده بودم اومده میگه ماما دلت اِ(یه ) چوکولو (کوچولو ) درد میکنه .
صدف جون واسش از ایران کلی کتاب آورده و دنی هر شب میخواد که اون کتابها رو براش بخونم .
چند وقت پیش متوجه شدیم که سری کتابهای هلندی که در هلند بسیار طرفدار داره به زبان فارسی ترجمه شده و من از مسعود خواستم که برای دنی از ایران بیاره ولی دنی زیاد رغبتی به شنیدن اون قصه ها نداشت البته این کتابها زیاد از تصاویر استفاده نکرده بنابراین برای دنی جالب نبود ولی از هفته پیش علاقه مند شده به شنیدن این داستانها و تقریبا شبی سه داستان رو باید براش بخونم
میگه ماما موهام کوتاه شده بریم آرایشگاه .چند روزی هست که به من میگه بشین موهات رو کوتاه کنم و میگه من آقا هستم و شروع میکنه به کوتاه کردن موهای من جالب اینجاس که همیشه موهای دنی رو یه خانوم کوتاه کرده .
مسعود از سرکار اومد و باید سریع میرفت جایی بهش گفتم میخوای دو تا نارنگی بخوری گفت نه تو ماشین دو تا داشتم خوردم مسعود رفت و من برای دنی انگور شستم همینطور که داشت میخورد گفت ماما بابا انگور چی گفتم بابا وقتی اومد میخوره گفت نه بابا نارنگی تو ماشین خورده انگور دیگه نمیخواد !
یه روز واسم پیتزا درست میکنه یه روز پاناکوک و اجاق گازش هم روی صندلی هست .
میگه ماما تو و بابا کمربند دارید دنی نداره برای من بخر لطفا .امروز براش خریدم بهش گفتم دنی راستی واست کمربند خریدم چشماش گرد شده میگه کوش کوش
پروسه مسواک زدن دنی به خوبی پیش میره ولی اول باید یه مقدار خودش مسواک بزنه که البته این فقط شامل خوردن خمیر دندون میشه و بعد من براش مسواک میزنم و خوب دهانش رو باز میکنه و به راحتی دندوناش رو مسواک میزنم .
وقتی داره فیلم میبینه یا داره بازی میکنه و هم زمان دستشویی داره خیلی نگران هست که نکنه ما فیلم رو قطع کنیم یا اسباب بازیهاش رو جمع کنیم در صورتی که هیچ وقت هم این کار رو نکردیم و باید هم اون موقع که دیگه داره به سختی خودش رو نگه میداره بهش قول بدیم که هیچ کاری نمیکنیم تا راضی بشه و بره توالت .
چند شب پیش مهمون داشتیم و اسم خانومی که مهمونمون بود Ninotchka هست براش اسباب بازی آورده بود .صبح که از خواب بیدار شد و ماشین رو دید گفت ماما اینو نی نی چی چی آورده بود ؟
مدادش رو گذاشته پشت گوشش میگه مثل Smurfen .

من دنی هستم 16 سپتامبر 2006 در کشور هلند به دنیا اومدم قراره که مامانم اینجا از من برای شما خودش و خودم بنویسه